شهریار
بسم الله الرحمن الرحیم
علی(ع) ای همای رحمت تو چه آیتی خدارا که به ماسوا فکندی همه سایه ی همارا
دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بین به علی شناختم من به خدا قسم خدارا
اللهم صل علی کل الشعراء الاحسن الشیعه علی الخصوص شهریار ماسوا حضرت محمد حسین بهجت خوشکناب (بستان آباد)
جانم سنه قربان اولسوس ای کی هچ واقت یورولمادون ، دردون اوزووی یدی ولی سس چاخادمادون قربان اولارام سنون کمی ( نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش خواند متحیرم چه نام شهریار بی ریا را ) علی شیعه سینه ،یر گو فدا اولسون غیرتووا
علی(ع) سنون پیشوان دی دای سنه هچ زاد نیاز دییر داهی دونیالاردان دویوبسان
شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین(ع) روی دل با کاروان کربلا دارد حسین(ع)
از حریم کعبۀ جدّش به اشکی شست دست مروه پشت سر نهاد امّا صفا دارد حسین(ع)
می برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم بیش از اینها حرمت کوی منا دارد حسین(ع)
پیش رو راه دیار نیستی کافیش نیست اشک و آه عالمی هم در قفا دارد حسین(ع)
بس که محمل ها رود منزل به منزل با شتاب کس نمی داند عروسی یا عزا دارد حسین(ع)
رخت و دیباج حرم چون گل به تاراجش برند تا به جائی که کفن از بوریا دارد حسین(ع)